تبليغاتX
طنزسرایه های گاز اشک آور

طنزسرایه های گاز اشک آور

عاشق اشکاتونم وقتی که از خنده باشه

 کاش !!

دوش ، از بازار، سوی خانه آمد شوی ما

 گفت : هیهات از گرانی،ای خدا، درکوی ما !

بس که گشتم درپی یک جنس ارزان هر کجا 

 درد بگرفته ست  این پا   و   سر زانوی ما !

کاش می خواندیم وردی،میشد ارزان هرچه هست

 کاشکی  در آن اثر می کرد این  جادوی  ما !

کاشکی من یک نشانی داشتم از کوی دوست

 زانکه  او  گفته ست : ارزانی بود در کوی ما !

"هم گرانی،هم تورم،هردو هست از شایعات !

 هر که خواهد گوجهء ارزان ، بیاید  سوی ما !"

کاش می دانست همچون گوجه های کوی او

 سرخ می باشد ز سیلی ،صورت ما،روی ما!

کاش می دانست از بی گوشتی سبزی خوریم !

 قاطر مشتی رجب هم ، بهترین الگوی ما !

معدهء ما همچو او گردیده  چندین قسمتی !

 روی هم تغییر کرده شکل و خلق و خوی ما !

ترسم   از  شبها که بالاتر  رود روز  دگر

 این تورم هم شده با نرخ خود ، لولوی ما !

تا که اسمش بر زبان آید بدون اختیار

 سیخ می گردد به روی این تن ما ، موی ما !

 کاش  می شد کلهء دیو گرانی را برید !

 ماست هم گر چه نمی برد سر چاقوی ما !

 

 


نویسنده : مجید رحمانی صانع ساعت 18:13 تاریخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
دسته بندی :

لینک مطلب