آثار
گرانی
خم گشته دگر قامتم از بار گرانی
ای کاش رها گردم از آزار گرانی
زنگی بزن ای دوست هلال احمرو امداد
چون ریخته روی سرم آوار گرانی
هرگز نرسد دستِ منِ زار به اجناس
از بس که بلند آمده دیوارگرانی
هر کس که چومن مفلس و آسیب پذیراست
سر برده به تعظیم ، به دربار گرانی
از بنده که سهل است که با لشکر جن هم
هرگز نتوان رفت به پیکار گرانی
مرهم نکند هیچ اثر ، فاتحه ای خوان
تا نیش به جیب تو بزد ، مار گرانی
تا نرخ طلا گشت فزون با همه گفتم
شد سکه از این واقعه بازار گرانی
دانی ز چه رو گوشت گرانتر شده از قبل؟
قصاب محل چون شده همکار گرانی
پرسید که این دولتیان چاره نمودند ؟
البتّه ، کشیدند نمودار گرانی
افسوس که از دست توانمند وزیران
در رفته
عزیزان دگر افسار گرانی
یاران
همه گفتند که دیوانه شدم من
این هم
بود ای دوست ز آثار گرانی

لینک مطلب