شعر من
شعر من بي وزنيش را ساز كرد مثل بالن در هوا پرواز كرد!
صاحب اشعار من مرديست شوت شعر من ترش است مثل قرقروت!
من به اشعار خودم خنديده ام خواب يك فرغون رباعي ديده ام!
بس كه باشد شعرهايم ماندگار مثنوي هم مي كند از من فرار!
شعرهاي بنده خيلي نافذ است بچه هاي شعرهاي حافظ ! است !
بنده هستم با ثنايي قوم و خويش رفته بوديم كيش با هم ماه پيش!
عاشق كاشان و سيب و چايي ام هست سهراب سپهري دايي ام !
در دوبيتي بنده خيلي ماهرم مخلص دربست بابا طاهرم !
من كه ديشب را نبودم با شما رفته بودم با نظامي سينما !
گفت استادم تو با اين مثنوي بسته اي از پشت دست مولوي!
خوب شد اين مثنوي را او نديد
چون حسابت را همينجا مي رسيد