سال نو را به همهء دوستان گلم تبریک می گم.
شاد باشیدوسربلندوالهی خنده از لباتون دور نشه
فشار خون!!
نو بهاران گشت و بلبل داد شادي را نويد
هموطن باشد مبارك بر تو اين عيد سعيد
شادمان باشي الهي ، وقت ديد و بازديد
گر چه من خيري نديده ام از اين سال جديد
چونكه از بخت بدم در ابتداي روز عيد
اين فشار خون بنده ناگهان بالا پريد!
سردبير ما چو از اين حال ما آگاه شد
گفت بشتابيد چون ، از بسكه لُنبيده نخود
غش نموده شاعر ما طفلكي، توي كمد
تا رسيد اورژانس رنگ بنده قرمز شد شديد!
اين فشار خون بنده باز هم بالا پريد!
گفت دكتر : «گاز اشك آور تو بايد كم كمك»
بهر خود ممنوع سازي طعم شوري و نمك
لب نزن هرگز تو بر چيپس و خيار شور و پفك
ورنه ديگر بر نمي آيد ز دست من كمك
چونكه گوشم اين سخن از جانب دكتر شنيد
اين فشار خون بنده باز هم بالا پريد!
گفتمش:« آخر دُكي جان، رفته گر بالا فشار
نيست تقصير نمكدان و نمك يا كه خيار!
بيخود از قلبم نگير عكس و اكو يا كه نوار
هيچ مي داني چرا گشتم به اين مشكل دچار
رفته بودم اين شب عيدي من از بهر خريد
اين فشار خون بنده باز هم بالا پريد!
رفته بودم تا بپرسم از غضنفر يك سؤال
اينكه آيا چند باشد نرخ سيب و پرتقال؟
چند باشد قيمت اين ميوه هاي ريز و كال؟
داد وقتي پاسخم بد جور خوردم ضد حال!
رفت از كف اين توانم ،پشت من ناگه خميد
اين فشار خون بنده باز هم بالا پريد!
با خودم گفتم كه بي ميوه چه خواهد شد مگر؟
جاي آن از بهر مهمانان تو شيريني بخر!
باقلوا ، دانماركي و ناپلئوني يا اينكه تَر !
زين سبب رفتم سويِ قنادي مشتي صفر!
ليك او هم كرد ما را با جوابش نا اميد!
اين فشار خون بنده باز هم بالا پريد!
گفتم:« آخر كيست پاسخگوي اجناس گران؟
كيست پاسخگوي نرخ ِ نارگيلي و زبان؟!
كيست كو ما را دهد يك جنس ارزاني نشان؟
از كه جويم چاره ي اين درد بي درمانمان؟»
گفت مي پرسم برايت وقت تبليغ از حميد!
اين فشار خون بنده باز هم بالا پريد!
